کد خبر: 3790 A

«نمایش «نویسنده مرده استِ» آرش عباسی، در ظاهر، کلاسیک‌ترین فرم دراماتیک را نشان می‌دهد: در صحنه، دو شخصیت، کشمکشی را زندگی می‌کنند که از طریق دیالوگ بیان می‌شود؛ و از صحبت‌هایشان رفته رفته خلق و خو، زندگی شخصی، اشتیاق و تنش‌هایشان بروز می‌یابد

ایران‌آرت: پروفسور کریستینا والنتی در مورد نمایش «نویسنده مرده است» می‌گوید کشمکش لیلی (لادن مستوفی) و فرهاد (آرش عباسی) روی صحنه میان عشق ورزیدن و نورزیدن نیست، بلکه میان عشق ورزیدن و تظاهر به نورزیدن آن است.

پروفسور کریستینا والنتی استاد تاریخ تئاتر نوین، نظریه پرداز تئاتر اروپا، از اعضای گروه لیوینگ تئاتر و نویسنده کتاب «تاریخ لیوینگ تئاتر» که پیش از این نمایش «نویسنده مرده است» به نویسندگی و کارگردانی آرش عباسی را در ایتالیا دیده بود برای اجرای مجدد آن در ایران یادداشتی نوشته است.

به گزارش خبرآنلاین در این یادداشت آمده است:  «نمایش «نویسنده مرده استِ» آرش عباسی، در ظاهر، کلاسیک‌ترین فرم دراماتیک را نشان می‌دهد: در صحنه، دو شخصیت، کشمکشی را زندگی می‌کنند که از طریق دیالوگ بیان می‌شود؛ و از صحبت‌هایشان رفته رفته خلق و خو، زندگی شخصی، اشتیاق و تنش‌هایشان بروز می‌یابد اما از این تعبیر نخست، نکات دیگری نیز بر می‌آید که فرم درام و عناصر سازنده‌اش را با بحران مواجه می‌کند.

دیالوگ، موضوع نمایش، خود شخصیت‌ها و فضایی که در آن بازی می‌کنند، الگوهای عرف نمایشی را در هم می‌شکنند و مرز میان خیال و واقعیت را به بحث می‌گذارند.

کشمکش میان شخصیت‌ها به طور مداوم بریده و چند پاره می‌شود. نه به شیوه‌ای خطی به سوی نقطه اوج پیش می‌رود و نه در یک فاجعه فرود می‌آید (گرچه چندبار این گونه به نظر می‌رسد). داستان به خاطر روایات گوناگونی که شخصیت‌ها از خود نقل می‌کنند و یا بهتر است  بگوییم به واسطه نمایش‌هایی که از خود و از احساساتشان و برنامه‌هایشان برای هم بازی می‌کنند، دستخوش تناقض می‌شود و صحنه  نیز به جای آن که به فضایی نمادین تبدیل شود عملا و به تدریج به عنوان میدان حقیقی نمایان می‌گردد.

درست در اینجا تعبیر دوم بروز می‌یابد: وانمود کردن جزو قراردادهای نمایشی به حساب نمی‌آید، بلکه خود موضوع درام است. چیزی را شکل نمی‌دهد، جوهره آن را می‌سازد و کشمکشی که شخصیت‌ها با خود  به صحنه آورده‌اند عشق نیست (آن گونه که از عنوان فیلمی که درباره آن بحث می‌کنند بر می‌آید) حتی مرگ هم نیست (آن گونه که از نمایشنامه‌ای که آن‌ها را در میان گرفته است بر می‌آید)، نه به موضوع نمایش مربوط می‌شود و نه به ورای آن بر می‌گردد،  بلکه به ناممکن بودنِ شخصیت‌ها در درون واقعیت (یا خیال) مربوط می‌شود و یا به گونه‌ای دیگر به ناممکن بودن خودِ تئاتر به عنوان فرم اشاره می‌کند.

کشمکش لیلی و فرهاد میان عشق ورزیدن و نورزیدن نیست، بلکه میان عشق ورزیدن و تظاهر به نورزیدن آن است؛ میان عشق نورزیدن و تظاهر به عشق ورزیدن است، میان عشقی خیالی و عشقی پنهان است... و به همین ترتیب، مرگ پایان نویسنده نیست بلکه تکمیل کننده اثرش است و بنابراین آن نیز نادیده انگاشته شده، به تعویق افتاده و رانده شده باقی می‌ماند.

آرش عباسی با نمایشنامه‌اش  حکم به غیر ممکن نه تنها در مفهوم تراژیکش، بلکه به مفهموم خودِ درام می‌دهد.  با تمام این تفاصیل می‌توانیم بگوییم که خود را در برابر مسیر کاملا شخصی نویسنده در برابر تئاتر می‌یابیم، آن هم در عصر پسا- دراماتیک. «نویسنده مرده است...» متنی رئال و هم زمان متناقص است و مکانیزم نمایشیِ تمام عیاری را معرفی می‌کند که نه تنها محبوس نمانده بلکه از معاصر بودن و تناقضاتش عبور کرده و از این چهار دیواری به بیرون تابیده شده است، تنها به یک دلیل ساده که درآن دیوار چهارمی وجود ندارد: و به این ترتیب از منتهای درام و عرفیاتش فراتر می‌رود.

و در نهایت، سطحی از وقایع وجود دارد که در مکانی اتفاق می‌افتند: درست مثل نمایشنامه‌های مطلوب، تنها و منحصرا از طریق دیالوگ پیش می‌رود. بازی‌ای درست به مانند کشتارهای بی رحمانه که هم زمان ساده صورت می‌گیرند در میان است و  تماشاگران که از جایگاه خود به آن‌ها چشم دوخته‌اند را  به عنوان شاهدانی در لباس همسایگان خانه فرا می‌خواند تا درگیر آن شوند. این تماشاگران  آن جا دعوت شده‌اند که در ابتدا باور کنند و سپس به همه چیز، حتی به نقش و موقعیت خودشان نیز به دیده تردید بنگرند.

آیا آن‌هایی که روی صحنه‌اند بازیگرند و به جای فریب دادن ما با جوهره تئاترشان، یکی به دیگری، هر بار باورپذیر و با واژگون کردن بازی به طور منظم  بخش‌های مختلفی از خود را به نمایش می‌گذارند؟

و نقش ما به عنوان تماشاگر در قبال این رویا‌پردازی که هر بار از هویتش پرده‌برداری می‌شود به جای آن که به عنوان قانون تئاترال جای خود را تثبیت کند چیست؟

 نمایشی که باور نشدن را تقاضا می‌کند، درامی که مجبور به خود انکاری‌اش است، حکم مرگ نویسنده، رساله‌ای درباب فنون بازیگری که در پایان، بازتاب خردمندانه ولو ظالمانه‌ای را درباره فنون زندگی هویدا می‌کند.»

نمایش «نویسنده مرده است» به نویسندگی و کارگردانی آرش عباسی تا 13 اردیبهشت هر روز ساعت 19 با بازی آرش عباسی در نقش فرهاد و لادن مستوفی در نقش لیلی در تالار حافظ اجرا می‌شود.

 

 

لادن مستوفی کریستینا والنتی نمایش «نویسنده مرده است»
ارسال نظر

آخرین اخبار

پربیننده ترین