کد خبر: 8766 A

مدل‌های سنتی در لباس، چه‌طور محبوب دخترهای شهری و آرتیست‌ها شد؟

حالا سوزن‌دوزی بلوچی و لباس‌های بلند ترکمنی و مدل بلوز و دامن‌های گیلکی، از لباس‌های ساده محلی تبدیل شده‌اند به لباس‌های شیک و محبوب شهرها و آرتیست‌ها و دانشجوها

ایران‌آرت: درست یادم نیست این جنبش "لباس های خودمان را بپوشیم" از کی شروع شد. این اسم را من رویش گذاشته ام. اصلا شاید به لحاظ جامعه شناسی نمی‌توان به آن "جنبش" گفت، ولی ظاهرش شبیه یک جنبش است، چون- اگر چه نخواسته- به کوششی فراگیر برای پیشبرد منافع مشترکی تبدیل شده است. پس اجازه دهید دست کم در این نوشته عنوان جنبش رویش بگذاریم.

اگر یادتان باشد ما در سالهای دهه هفتاد و اوایل هشتاد مطلقا لباسی برای پوشیدن نداشتیم. منظورم این نیست که بی لباس می ماندیم، منظورم این است که لباس‌هایی می پوشیدیم که نه طراحی داشتند نه هویت؛ از مانتو و شال و روسری خانم ها بگیرید تا پیراهن و تی شرت آقایان. ما همان لباس هایی را می پوشیدیم که همه مردم دنیا می پوشند. شمای خواننده اگر خانم باشید و اگر سن و سالتان به مانتو پوشیدن در آن سال ها برسد، حتما یادتان می آید که برای خریدن مانتو انتخاب چندانی نداشتیم... در همان سالها که عرض کردم در دل جامعه اتفاقی افتاد که سبب شد به لباس پوشیدنمان بیشتر فکر کنیم. همان سال ها بود که رنگ های سرمه ای و قهوه ای و مشکی ، توی دانشگاه ها جای خود را به کرم و آبی آسمانی و سفید دادند.

به تعبیری می شود گفت مردم کمی حالشان بهتر شده بود و این حال خوب خودش را توی سلیقه و سبک لباس پوشیدن نشان می داد. یادم هست یک بار همان وقت‌ها، یک مانتوجلو بسته که روی کمر تنگ می شد پوشیدم که سمت چپ و راستش هم چاک داشت ، رنگ مانتو قهوه ای بود و من همراهش یک دامن چین دار نارنجی بلند پوشیدم و رفتم سرکار . توی راه جوانی به من متلک انداخت و گفت: "مادربزرگ منم وقتی می رفت تودهشون آب از چشمه برداره این جوری لباس می پوشید..." می توانیم بگویم از شنیدن هیچ متلکی به عمرم این همه خوشحال نشده بودم . درستش همین بود ، ما باید به لباس های اصیل خودمان بازمی گشتیم ؛ ما حقیقت این است که این "لباس های خودمان" را نمی توانستیم توی مغازه ها پیدا کنیم . همان سال ها شوهای محدودی توی تهران برگزار می شد که بعضی خانم های طراح لباس یا بازیگران تئاتر ، لباس های را که طراحی کرده بودند می فروختند؛ اما گران قیمت بود و همه نمی توانستند مشترشان باشند. همان سال ها بود که تی شرت ها و شال های برند نیمانی هم به بازار آمد و چاپ نوشته ها با شیوه های خوشنویسی ایرانی را روی لباس و شال مد کرد و خیلی هم پرطرفدار شد و تا همین امروز هم هنوز دارند فیک آن ها را تولید می کنند.

اتفاق مهم تر اما توی این چهارسال افتاد. ایستادن دولت پای توسعه شبکه اینترنت و بالا بردن سرعت آن به کسب و کار در فضای مجازی مجال رشد داد. بگذریم که هر کدام ما می توانیم بی شمار کانال تلگرامی و پیج اینستاگرامی نام ببریم که لباس از ترکیه و چین و کره می آورند و می فروشند اما دست کم به همان تعداد هم کانال و پیج فروش لباس های است که توی ایران و توسط جوان های خودمان طراحی و دوخته می شوند. این که چقدر فعالان این حوزه طرح هایی هم را کپی می کنند آنقدر هم مهم نیست در مقابل اینکه می بینیم چقدر در این طرح ها به سبک لباس پوشیدن اصیل خودمان رجوع شده. ببینید این لباس ها چقدر کمک کرده اند که شلورهای جین فیک در زندگی ما کم رنگ شوند.

ببینید چقدر رنگ و طرح و گل و بهار به چهره شهرهای ما اضافه کرده اند. نشانی فروشگاه این پیج فروش اینترنیتی را که می بینم خیلی هایشان تهران نیستند. گاهی آن قدر طرح ها و رنگ ها جذاب و قیمت های مناسبی دارند که هوس می کنم به شهرشان و محصولاتشان را از نزدیک ببینم.

حالا سوزن دوزی بلوچی و لباس های بلند ترکمنی و مدل بلوز و دامن های گیلکی، از لباس های ساده محلی تبدیل شده اند به لباس های شیک و محبوب شهرها و آرتیست ها و دانشجوها. حالا اگر مشتاق باشید می توانید تی شرت های با خوشنویسی ایرانی یا با عکس قهرمانان و شهدای خودمان بپوشید؛ از تی شرت دکتر مصدق بگیرید تا شهید همت. حالا برای هر سلیقه و گرایشی لباس ایرانی پیدا می شود و این یعنی "جنبش لباس های خودمان را بپوشیم" بی آن که برایش تلاشی کرده باشیم دارد به پیروزی می رسد.  

 

[این یادداشت را سپیده سرمدی نوشته و در هفته‌نامه «کرگدن» منتشر شده است]

 

 

 

مد سوزن دوزی سوزن دوزی بلوچ دامن گیلکی
نظرات خوانندگان
  • شمس
    پاسخ

    خیلی عالیه بهتر از لباسهای غربیه انشاالله همیشه لباس های ایرانی و محلی خودمان را بپوشیم

ارسال نظر

آخرین اخبار

پربیننده ترین