کد خبر: 5419 A

ایرج طهماسب کتاب داستانش را منتشر کرد

او قصه های مهیب و عجیبی تعریف می کند که به درد خواب کردن خواننده نمی خورد، به جایش چشم او را باز می کند.

ایران آرت: پای ایرج طهماسب هم به دنیای داستان نویسی و چاپ کتاب باز شد، البته صرفا چاپ کتاب جدید است و گرنه دست به قلم شدن و داستان نوشتن برای ایرج طهماسب ظاهرا کاری قدیمی است ، چون تاریخ بعضی از داستان هایش در همین کتاب نشان می دهد، که او حتی سال 65 هم می نوشته.حالا چرا آن ها را چاپ کرده؟ خودش که در همان ابتدای کتاب نوشته: "این داستان ها تعدادی از داستان های است که طی کار هنری ام نوشته ام، به سال های دور و نزدیک باز می گردد و هریک شیوه نگارش خاصی دارد. همه آن ها را دوست دارم و وقتی آدم چیزی را دوست دارد ، دلش می خواهد آن را با دیگران تقسیم کند ؛ بنا براین تصمیم گرفتم بعد از سالیان سال آن را چاپ کنم."

چه انتظاری از مجموعه داستان ایرج طهماسب که در ذهن ما با کلاه قرمزی و پسرخاله ، خوش نشسته، باید داشت؟ پوریا عالمی که برای این کتاب مقدمه نوشته ، می گوید: " او قصه های مهیب و عجیبی تعریف می کند که به درد خواب کردن خواننده نمی خورد، به جایش چشم او را باز می کند." خود آقای طهماسب هم می گوید: "این نوشته ها برای دوستانی که تنها یک چهره اینجانب را شناخته اند ، جالب تر است ." حرف او درست است . فضای این سه دهه ( یا چهار قصه) خیلی خاص است ؛ یعنی دیگران این ایرج طهماسب نویسنده ، همان ایرج طهماسب آقای مجری نیست؛ آدمی است با یک دنیای متفاوت که رد پای خیالپردازی های خیلی عجیبش را در نوشته هایش می توان پیدا کرد، مثلا در داستان اول که عنوانش هست "بالشی پر از پر سفید" ماجرای پسر بچه ای نقل می شود که به زور وعده وعیدهای مادرش می خوابد . همین که مادر چراغ را خاموش می کند و از اتاق بیرون می رود ، مانی در عالم خواب، کمد اسباب بازی هایش را باز می کند و به جای دیدن وسایل همیشگی اش، با یک مرغ بزرگ به اسم رعنا خانم روبه رو می شود که با او حرف می زند. ماجرا تا اینجا پیش می رود که مانی با رعنا خانم درآسمان پرواز می کنند و بعد در یک جنگل سبز با حیوانات با مزه فرود می آیند و کلی گوجه سبز، بستنی و... می خورند و شیطنت های بامزه می کنند. مانی که خواب بیدار می شود، می بیند یکی از پرهای سفید رعنا خانم در اتاقش جا مانده است . بخش هیجان انگیز ماجرا دقیقا از همین جا شروع می شود که اگر ما بگویم، بدجور لو می رود. پس خواندنش به عهده خودتان. "سه قصه" یک جوری نوشته شده که اگر بنشینید پایش و تمام 96صفحه اش را بخوانید، دیگر نمی توانید مثل قبل به آقای مجری نگاه کنید؛ یعنی شاید بعد از این ، حتی صدای عروسک های اطرافش را نشنوید و شما هم مدام در عالم تخیلتان فرو بروید و بخواهید دنیا را کمی شبیه طهماسب ببینید و تجربه کنید. حتی اگر زندگی رویایی تان متفاوت از او باشد.

 

پوریا عالمی کلاه قرمزی و پسرخاله ایرج طهماسب
ارسال نظر

آخرین اخبار

پربیننده ترین