کد خبر: 12170 A

سال 1352 بود که ویلیام وایلر به تهران آمد و داریوش مهرجویی تصمیم گرفت فیلم «گاو» را در دفتر محمد علی فردین برای او نمایش دهد.

ایران آرت : عزت الله رمضانی فر  که به عیادت جمشید مشایخی رفته بود می‌گوید اگرچه در داستان مجادله‌اش با مشایخی حق با او بوده اما دلش را با او صاف کرده است.

اردیبهشت سال 95 بود که رمضانی‌فر در گفت‌وگو با روزنامه ای با اشاره به خاطراتی حدودا از 40 سال پیش از ویلیام وایلر گفته بود و سفر او به تهران و زمانی که این کارگردان مشهور و خالق فیلم‌هایی چون «بلندی‌های بادگیر» و «بنهور»، به تماشای فیلم «گاو» داریوش مهرجویی نشست.

رمضانی‌فر در این مورد به خبرآنلاین گفت: «سال 1352 بود که ویلیام وایلر به تهران آمد و داریوش مهرجویی تصمیم گرفت فیلم «گاو» را برای او نمایش دهد. فیلم متعلق به وزارت فرهنگ و هنر بود اما تصمیم گرفتند در دفتر محمدعلی فردین به وایلر نشانش دهند. دفتری که در خیابان فلسطین، کنار خیابان کبکانیان قرار داشت. من هم آدرس گرفتم و رفتم. دفتر در طبقه چهارم بود و بقیه بازیگران «گاو» هم آمده بودند. به جز آن‌ها، تعدادی مهمان هم بودند مثل مسعود کیمیایی و ناصر تقوایی. این‌ها فیلم «گاو» را دیده بودند و این بار آمده بودند وایلر را ببینند.»

او ادامه داد: «من هم مثل بچه یتیم‌ها یک گوشه نشستم. خاطرم هست مرحوم فردین یک قالیچه به وایلر هدیه داد و عکاسی هم آمده بود که عکس می‌گرفت. بعد از معرفی شدن آدم‌ها به هم و گرفتن عکس، چهار طبقه زیرزمین رفتیم تا به جایی برسیم که فردین در آن‌جا، وسایل پخش فیلم و پرده سینمایی داشت. ما بازیگران فیلم در واقع میزبان بقیه بودیم و آن قدر تعارف کردیم که شما بفرمایید، شما بفرمایید که نهایتا من خودم جلوی پرده نمایش فیلم نشستم.»

رمضانی‌فر افزود: «آن جا دفتر فردین بود و اول تقریبا 20 دقیقه تا نیم ساعت آنونس فیلم‌های خودش را نشان داد. آنونس‌ها که تمام شد، «گاو» ‌را نشان دادند. فیلم که تمام شد، سکوتی حاکم شده بود و صدایی از کسی درنمی‌آمد که وایلر پرسید بازیگر نقشی که من در «گاو» داشتم کیست ؟! من که جلوی پرده نشسته بودم، پیش او رفتم. دکتر هوشنگ کاووسی مترجم ما بود و چون فرانسه تحصیل کرده بود با وایلر فرانسوی صحبت می‌کرد ولی من چون انگلیسی‌ام بد نبود با او انگلیسی حرف زدم.»

این بازیگر پیشکسوت توضیح داد: «از سن و سالم پرسید و تئاترهایی که کار کرده بودم و تحصیلاتم و غیره. همین طور که ما صحبت می‌کردیم، از وایلر و ما خواستند به طبقه بالا برگردیم. پله‌هایی که طبقه بالا را به زیرزمین وصل می‌کرد، پله‌هایی فلزی و گردان بود، شبیه پله‌های اضطراری. وایلر رفت بالا و چند نفری هنوز پایین بودند که من یکهو دیدم یک نفر دستم را گرفت. جمشید مشایخی بود که شروع به داد و بیداد کرد. ما هم از پله‌ها بالا رفتیم و رسیدیم به طبقه همکف. مشایخی بِکِش، من بِکِش! تا این که مرا به زور از دفتر فردین بیرون برد و شروع کرد به داد زدن که عباس فردین، برادر محمدعلی فردین شاکی شده که چرا همه بازیگران را دعوت و دفتر را شلوغ کرده‌اید! من اصلا نمی‌فهمیدم چه می‌گوید چون محمدعلی فردین خودش ما را دعوت کرده بود! مشایخی ادامه داد که فکر کرده‌ای الان وایلر تو را با خودش می‌برد آمریکا و به تو نقش می‌دهد! من هر چقدر می‌گفتم حرفت را زدی، بگذار من بروم! نمی‌گذاشت!.»

رمضانی‌فر ادامه داد: «خلاصه این که مرا از دفتر کشان کشان برد بیرون و هر چقدر گفتم بگذار من برگردم، نگذاشت. وایلر و بقیه رفته بودند و صحبت ما هم نیمه‌کاره مانده بود و هر چقدر پرسیده بودند رمضانی‌فر چه شد؟! هیچ کدام نمی‌دانستند.»

او گفت: «فردای آن روز رفتم وزارت فرهنگ و هنر و داریوش مهرجویی عصبانی و ناراحت بود که یکهو کجا رفتی؟! و آبروی مرا بردی و چرا غیب شدی؟! گفتم برو از جمشید مشایخی بپرس من کجا بودم!»

رمضانی‌فر با بازگشت به زمان حال ادامه داد: «40، 45 سال از این ماجرا گذشته و من حق داشتم به عنوان یک خاطره تعریفش کنم و در مصاحبه‌ای که سال گذشته داشتم این را تعریف کردم. این در کانال‌های تلگرامی پیچید و همه جا را پر کرد. جمشید مشایخی بعد از این که در مراسمی حرف‌های نادرستی در مورد عزت‌الله انتظامی زد به یک برنامه تلویزیونی رفت. در قسمتی از این برنامه، عکس بازیگرها را به او نشان دادند و نظرش را پرسیدند. عکس نوید محمدزاده را نشانش داده بودند و گفته بود نمی‌شناسمش! عکس مرا نشان داده بودند و  گفته بود «این آدم دروغگویی است!». من هم در مصاحبه‌ای که بعد از آن داشتم صراحتا گفتم که آدم‌های زیادی شاهد آن اتفاق بودند، نه یکی، نه دو تا، نه سه تا، حداقل 50 نفر آن جا بودند و می‌دانند چرا من نتوانستم به طبقه بالا بروم و مشایخی مرا به زور از دفتر بیرون برد!»

او افزود: «این را که گفتم آدم‌های زیادی در فضای مجازی از دست جمشید مشایخی دلگیر شده بودند که چرا در آن برنامه تلویزیونی عکس مرا که دیده آن طور گفته است. در سینما و تلویزیون به من می‌گویند عمو حسین و از هر کدامشان بپرسید می‌گویند عمو حسین امکان ندارد دروغ بگوید.»

رمضانی‌فر ادامه داد: «تا این که روز عاشورا، جمعی از هنرمندان و دوستان از من خواستند به عیادت مشایخی در بیمارستان برویم. جالب بود که بیمارستان هم که رفتیم اولش طوری برخورد کرد که انگار من به او بدهکارم! در صورتی که هم خودش و هم بقیه می‌دانستند حق با من بوده. تا این که بقیه وساطت کردند و ما هم روی یکدیگر را ماچ کردیم و تمام. خلاصه این که من گذشت کردم و خلاص.»    

جمشید مشایخی داریوش مهرجویی محمد علی فردین عزت الله رمضانی فر
ارسال نظر

آخرین اخبار

پربیننده ترین