کد خبر: 34735 A

سارا ساسانی: در گالری‌گردی این هفته ایران آرت به نمایشگاه‌های گالری طراحان آزاد، ثالث، محسن و AG سرزده‌ایم.

ایران آرت: نمایشگاه نقاشی­‌های حامد صحیحی با عنوان «آهستگی» در گالری طراحان آزاد، نمایشگاه عکس­‌های محسن یزدی­‌پور با عنوان «منظری برای ندیدن» در گالری AG، نمایشگاه چاپ­‌های دیجیتال ملیسا ولی­‌پور با عنوان «سرگشتگی» در گالری ثالث و نمایشگاه آثار امیرحسین بیانی با عنوان «وفاداری، نام­‌های سیاست» در گالری محسن، سوژه­‌های این هفتۀ گالری گردی در ایران آرت هستند.

 

تکرار در رویش

حامد صحیحی در نمایشگاه اخیرش با عنوان «آهستگی» در گالری طراحان آزاد به نمایش آثار جدیدش پرداخته است. صحیحی که اغلب سالی یک­بار دست به ارائه آثارش می­‌زند مخاطب را با ذهنش آشنا کرده است. او در این نمایشگاه آثاری در ابعاد بزرگ و بدون رنگ و سیاه و سفید ترسیم کرده است.

آثار صحیحی در این چند سال یک رویه را در اجرا دنبال کرده­‌اند و به دلیل فاصلۀ کم ارائه آنها در ذهن مخاطب نقش بسته است. او در آثارش به جهانی سورئال و فراواقعی می­‌پردازد و آثارش را با عناصری نسبتاً شناخته در فضای پیرامونی ناشناخته می­‌پروراند.

صحیحی به موضوع رویش و پیدایش می­‌پردازد او به عناصری ملکولی و کروموزومی اشاره می­‌کند که در خلأ در حال حرکت، رشد و نمو هستند. رگ و ریشه­‌هایی که به سرعت رشد می­‌کنند تا جایی را در دنیای واقعی تسخیر کنند. او در این آثار از عنصر جدیدی همچون تکه­‌ای درخشان  استفاده کرده است که به نظر می­‌رسد منشوری چند وجهی باشد و از درون خود شروع به تحلیل و تجزیه کند. شاید به کار بستن این دو فضا یعنی خلأ و منشور چند وجهی در تضاد با یکدیگر نیز قرار گرفته­‌اند؛ اولی موجب شکل­‌گیری و وحدت می­‌شود و دومی موجب تجزیه، شکاف و از هم گسیختن. ممکن است صحیحی قصد داشته به جهانی اشاره کند که در مقابل و مخالف با یکدیگر عمل می­‌کنند.

نمایشگاه نقاشی ­‌های حامد صحیحی با عنوان «آهستگی» در گالری طراحان آزاد

جنگ میان بودن و نبودن و هستی­‌بخشی و عدم وجود در این آثار مستتر است. در یکی از این آثار به نظر می­‌آید جمعی از دو گروه مخالف بر سر تندیسی از یک تخم شکستۀ پرنده ایستاده و در دو جبهه قرار گرفته­‌اند و شاید آبستن از سرگرفتن جنگ و نزاع باشند.

دنیای ذهنِ صحیحی منحصر به فرد و تکرار شونده است که این امر با تعدد ارائه آثار او در غالب نمایشگاه تشدید می­‌شود. این تکرار و تعدد در امر نمایش آثار ممکن است، هنرمند را دچار تکرار در تولید آثار کند که کمی آسیب­‌زننده است.

نمایشگاه آثار حامد صحیحی با عنوان «آهستگی» تا 10اردیبهشت‌ماه در گالری طراحان آزاد برقرار است. گالری طراحان آزاد در میدان فاطمی، میدان گلها، میدان سلماس، شمارۀ 5 قرار دارد.

 

انسان مثله شده در دنیای مدرن

«... اگر فرش را هم­نشینی تار و پود آن می­‌سازد، انسان نیز در هم­نشینی و ارتباط هویت می­‌یابد. گویی آنچه بر انسان گذشته، اعم از شادی و غم، کامیابی و ناکامی، لذت و رنج، همه، جز به جز وجود او را نقش زده­‌اند. همانطور که در فرش ارتباط تار و پود رنگین، نقش آن را هویدا می­‌کند و شاید بتوان فرش را متشابه از انسان دانست.

امروز اما خاصه دنیای مدرن و جوامع مصرف­‌گرا، در جهت تولید انبوه، اغلب فرش­‌ها را ماشین­‌ها می­‌بافند. دیگر از یگانگی طرح و نقش خبری نیست. آدم امروز نیز میان واقعیت و مجاز تکه پاره شده و از خویشتن جدا مانده و بیگانه شده است. اندام مثله‌شدۀ انسان در این فرش­‌ها که توسط ماشین بافته شده­‌اند به جای نقوش سنتی هندسی و اسلیمی قرار گرفته و تصویری نامأنوس ایجاد کرده­‌اند که خود استعاره­ای از وضع موجود است؛ جابه جایی، جایگزینی، فقدان آنچه باید سرجای خود باشد و نیست.» این متن بخشی از بیانۀ نمایشگاه ملیسا ولی­‌پور در گالری ثالث است. او در نمایشگاه جدیدش به ارائه طراحی­‌های ذهنی­‌اش با ترکیب و بافت فرش­ دست زده است. او این فرش­‌ها را بر اساس نقشه­‌های قالی مناطق مختلف ایران طراحی کرده­‌ است اما در مرکز و بطن آثار ساخته­‌های ذهن خود را ترکیب و به اضافه کرده است.

نمایشگاه چاپ ­‌های دیجیتال ملیسا ولی ­‌پور با عنوان «سرگشتگی» در گالری ثالث

فرش ترنج تبریز، فرش یزد، فرش شکارگاه برگرفته از فرش دورۀ صفویه، فرش گلدانی کرمان، فرش بیجار، فرش محرابی تهران، فرش قم و غیره طرح­‌ فرش­‌هایی هستند که ولی­‌پور از آن الهام گرفته است و با توجه و برداشتی از آنها ایدۀ ذهنی خود را بسط و اجرا کرده است. ولی­‌پور در این آثار که اغلب ابعاد یکسانی دارند از تکنیک چاپ دیجیتال بر روی سیلک پلی استر استفاده کرده است. در مرکز این فرش­‌ها آمیخته­‌ای از طرح اصلی نقشه فرش و بدن­‌های دوسویۀ انسان­‌های مثله شده است. انسان­‌هایی که در میان آسیب­‌ها و ترکش­‌های دنیای مدرن و تک ساحتی شدن جهان جدید و مصرف‌زده تکه تکه و بی­‌هویت شده­‌اند  و از هیئت واحد انسانی خارج گشته­‌اند.

ملیسا ولی­‌پور در این آثار از رنگ­‌های متنوع و گاهی اصلی فرش­‌ها بهره جسته و با به کارکیری و رعایت نقشۀ اصلی فرش با نگاهی انتقادی به دنیای مدرن و پیامدهای آن پرداخته است و عصر جدید و انسان­‌های احاطه شده در آن را به چالش کشیده است.

نمایشگاه آثار ملیسا ولی­‌پور تا 11 اردیبهشت در گالری ثالث برپاست. گالری ثالث در خیابان کریم‌خان، بین خیابان ایرانشهر و ماه­شهر قرار دارد.

 

زیستن در شهری انتقادی

محسن یزدی­‌پور در نمایشگاه عکس­هایش با عنوان «منظری برای ندیدن» به ارائه آثاری انتقادی از شهر تهران پرداخته است. او این شهر را به عنوان یک کلانشهر و شهری که در آن زاده و زندگی کرده، دیده است. یزدی­‌پور به بخش­‌هایی از شهر پر آشوب و آلودۀ تهران به لحاظ بصری پرداخته است، بخش­‌هایی که در تکرار عبور از این شهر ناغافل نادیده گرفته می­‌شوند. باوند بهپور در بخشی از یادداشت حاضر در این نمایشگاه تهران را یک هیولا نامیده است: «در تهران چیزی برای دیدن نیست. این شهر برای تماشا ساخته نشده. ساخته شده که خودت را از جایی به جای دیگر برسانی. مجموعه­‌ای از فضاهای داخلی است که با راه­‌هایی که به هم وصل­اند. ... در تهران عجله­‌ای هست برای رسیدن. صرفاً در این شهر است که وقتی که در راه می­‌گذرد حتماً تلف شده. در تهران نمی­‌روند پیاده‌روی. ... در تهران قرار نیست به جایی برسی. تهران خودش مقصد است. از شهرهای دیگر به تهران می­‌آیند. از تهران به شهرهای دیگر بر نمی­‌گردند. ...»

یزدی­‌پور تهران را به مثابۀ یک کل در نظر گرفته است که از قضا به این کل نابه­‌هنجار تعلق خاطر دارد. او این کل را دوست دارد چرا که سال­‌های عمرش را در آن سپری کرده است. او برای انتقاد به این کل آشفته و پر هرج و مرج، به اجزائی پرداخته که این کل را ساخته­‌اند اما از نظر دور مانده­‌اند. اجزائی که همه در ساختمان این ساختار کلان نقش داشته­‌اند اما امروز تبدیل شده­‌اند به «منظری برای ندیدن». این مناظر بخش­‌هایی هستند که ما همچون مسافران شهری به سادگی از کنار آنها می‌گذریم. ما به مثابۀ شهروندان یک کلان شهر مدرن درگیر با ابزار دیجیتال و دنیای دیجیتال چشم­‌ها و گوش­‌های‌مان را برای دیدن و شنیدن اطراف بسته­‌ایم. مسافران تهران که دائم در حال تردد و سفرهای درون شهری برای رسیدن به مقاصدی تکراری هستند، چشم­هایشان را در سطح شهر نه به عناصر جزء بلکه به گوشی‌‌های همراه‌شان دوخته­‌اند و اخبار و اتفاقات جهان را در رسانه­‌های مجازی اجتماعی دنبال می­‌کنند و گوش­های‌شان را با هدفون­‌ها و هندز فیری­‌هایی در گوش بسته­‌اند. آنها نه می­‌بینند و نه می­‌شنوند. آنها مسخ شده از جریان پرشتاب شهر، بستر زندگی و با هم بودن در مکانی واحد را از یاد برده­‌اند و مناظری شهری را نمی‌بینند و به دست فراموشی سپرده­‌اند.

نمایشگاه عکس­‌ های محسن یزدی­‌ پور با عنوان «منظری برای ندیدن» در گالری ای جی

محسن یزدی­‌پور در این مجموعه به ثبت و نمایش تصاویری از شهر پرداخته است که شاید روزی برای زیباسازی شهر تصویر و ایجاد شده­‌اند اما در شهری که خود مقصد است و تأمل و درنگ در آن معنا ندارد این زیبایی­‌ها بی‌توجه مانده و امروز تبدیل به عناصری برای ایجاد آلودگی بصری در شهر شده­‌اند.

یزدی­‌پور با توجه نشان دادن به این مناظر بخشی از منظر شهری را جدا کرده و آن را بزرگ‌نمایی کرده است تا نسبت به آن نمایشی انتقادی داشته باشد.

نمایشگاه آثار محسن یزدی­‌پور با عنوان «منظری برای ندیدن» تا 27 اردیبهشت در گالری AG ادامه دارد. گالری AG در خیابان کریم‌خان، خیابان عضدی جنوبی، شمارۀ 43 قرار دارد.

 

مرگ‌­های سیاسیِ نقاشی شده

امیرحسین بیانی در نمایشگاه جدیدش با عنوان «وفاداری، نام­‌های سیاسی» از مرگ­‌های سیاسی می­‌گوید که نتیجۀ نوعی وفاداری بوده است؛ وفاداری به انتخاب و عقیدۀ سیاسی. او در بخشی از بیانیۀ مجموعه­‌اش می­‌گوید: «امروز برای من اگر ایده­‌ای هست هیچ نیست جز رهایی؛ اگر قرار به صحبت از سیاست است باید از سیاست رهایی گفت. ... هر یک از آثار این مجموعه، تصویر خیالی من از زندگی و مرگ شخص خاصی است. یک نفر به مرگ طبیعی از دنیا رفته است و دیگران زیر شکنجه با اعدام جان باخته­‌اند؛ معدودی از بی­‌شمار مبارزی که در طول تاریخ برای تحقق آزادی جنگیده­‌اند و مهم­ترین وجه اشتراکشان این است که همه در لحظه­‌ای از تاریخ دست به انتخاب­‌هایی یکسان زده­‌اند و با ایمان و اعتقاد و بدون عافیت­‌اندیشی چشم‌انداز جدیدی را ترسیم کرده و خیره به حقیقت چشم دوخته و مرگ را در آغوش گرفته­‌اند. ...»

نمایشگاه آثار امیرحسین بیانی در گالری محسن

امیرحسین بیانی در این مجموعه از مرگ­‌هایی می­‌گوید که از سوی صاحبانش انتخاب شده­‌اند و از قبل پیش­‌بینی. او در این آثار مناظر و مرایایی را متکثر و شکسته شده از اطراف و اکناف با ترسیم خطوطی شاید محاسبه به تصویر در می­‌آورد. مناظری از طبیعت مثل دریاها و آب­‌ها و باز هم در بیانیه­‌اش اعلام می­‌کند که او مرگ این افراد را این­گونه می­‌بیند؛ برخی قاب‌ها بازنمایی برشی از طبیعت است و برخی دیگر بازخوانی آثاری مهم در تاریخ هنر. اما در اینجا سؤالی پیش می­‌آید که چگونه سوژه می­‌تواند چنین فاصله­‌ای از ابژه داشته باشد؟ چگونه می­‌توان در طبیعتی بکر، زیبا، رها، پر هیاهو تصویر و اثری از مرگ یافت. تصاویری که حتی در ظاهر، فرم و رنگ آن آثاری از نشانه­‌های مرگ نمی‌­توان یافت. ممکن است پاسخ به این سؤالات در خود این پرسش­‌ها باشد. ممکن است هنرمند مرگ را در دریای پر خروش و یا جنگلی پر رونق می­‌بیند، آن هم از نوع مرگ انتخاب شده و سیاسی. اما از سویی به نظر می­‌رسد دلیل این فاصله میان اثر تا سوژۀ ذهن هنرمند که در بیانیۀ اثر می‌توان به آن دست یافت تنها نظرگاه او نباشد. ممکن است هنرمند اثر را در جایی و همراه با اید­ۀ اولیۀ خاصی پرداخته و در هنگام ارائۀ اثر در مواجهه با پیشنهادهای ضمنی بیانیه­‌ای را برای اثر طراحی کرده باشد که ارتباطش را با اثر به کلی از دست می­‌دهد. ممکن است بیانی پاسخ­‌هایی برای سؤالات پیش آمده یک مخاطب داشته باشد.

نمایشگاه آثار بیانی با عنوان «وفاداری، نام­‌های سیاسی» تا 20 اردیبهشت در گالری محسن برپاست. گالری محسن در خیابان ظفر، خیابان ناجی، خیابان فرزان، کوچه نوربخش، بلوار مینای شرقی، پلاک42 قرار دارد.

 

گالری Ag گالری محسن گالری طراحان آزاد سارا ساسانی حامد صحیحی امیر حسین بیانی
ارسال نظر

آخرین اخبار

پربیننده ترین