کد خبر: 12786 A

رضا جلالی: این مجموعه دریچه‌ای به بخشی از کنش روزمره زندگی یک جامعه است که این روزها در حال فراموشی است.

ایران‌آرت: عنوان جدیدترین نمایشگاه عکس های پیمان هوشمندزاده تلنگری است به بخشی از حافظه شنیداری ایرانی‌ها،بخشی از شنیده هایی که این روزها در جوامع بزرگتر به شکل کامل رو به فراموشی است.صدایی که سال ها پیش دالان ها و اتاقک های حمام بارها آن را در میان بخار آب گرم انعکاس می دادند و این روزها فقط می شود در شهرستان های کوچک انعکاس آن را بازشنوایی کرد.

مجموعه عکس‌های پیمان هوشمندزاده از چندین جهت قابل بررسی و تعمق است. لایه ابتدایی آن بی شک به رفتار شناسی و کنش گری عکاسان امروز و حتی خود هوشمندزاده بازمی گردد.این روزها گالری ها بیشتر ترجیح می دهند آثاری را به نمایش بگذارند_در حوزه عکاسی_که فروش آن تضمین شده است.از این رو یا عکاسان صاحب نام را انتخاب می کنند و یا ترجیح می دهند آثاری را به نمایش بگذارند که کارکردی مناسب بازار فروششان را در اختیارشان قرار دهد.به همین جهت دیوار اغلب نمایشگاه های عکس شاهد نمایش عکس های به شدت تزیینی و بی خاصیت هستند که می توان این روزها واژه عکاس اینستایی را برای آن ها انتخاب کرد.آثاری که در گذر دست و گوشی همراه هر صاحب اثری از جایی ثبت شده و هیچ اندیشه یا فضای ذهنی آن را پشتیبانی نمی کند و از همین رو هیچ اثری هم بر مخاطب خود نمی گذارد.در این شکل از عکاسی صاحب اثر بیشتر به دنبال راهی برای نمایش دادن خود است،مخاطب نیز به جهت آن که اثر مساله ذهنی برایش تولید نمی کند و صرفاچشم نواز است مشتری این آثار است.در مقایسه می شود تولید کنندگان این حجم از تصاویر بی خاصیت که متاسفانه اغلب همراه با ادعاهای تو خالی هنرمندانه و هنری و پوشیده میان لفاظی های شبهه روشنفکری ، نیز هست را در حد کارخانه های پفک سازی در نظر گرفت.کاش اثری هر چند ناچیز از عکاسان بزرگی چون برادران کسراییان ،نیکول فریدنی و دیگرانی که سال ها در آفریدن عکس هایی چشم نواز از فرهنگ و طبیعت ایران زمین  زحمت کشیده اند را می شد در این بی خاصیت نگاری به اصطلاح هنرمندان امروزی دید.تصاویری از ترک دیوار و یا شلنگی افتاده بر زمین را نمی شود با ادعا های توخالی دارای جنبه ای فرامتنی دانست.

پیمان هوشمندزاده

از سویی دیگر در اقدامی هماهنگ که ریشه در حمایت های بیرون از مرزهای ایران دارد واعمال  سلایق دم دستی ،هر عکس و عکاسی که نشانی از زن در آثارش موجود است نسبت به دیگر عکاسان اجتماعی ارجحیت دارد.سال ها پیش گفتمانی را شنیدم از یک گالری دار معروف که عکاسی را توصیه می کرد تا در عکس هایش یک زن را به هر شکلی بگنجاند حال یا در پوشش سنتی و یا بر فرشی تا بتواند برای او نمایشگاه بگذارد و در خارج از ایران آثار او را به فروش برساند.در مجموع عکاسی اجتماعی ایران این روزها حال و روز چندان مناسبی ندارد و آنچنان که باید مورد توجه قرار نمی گیرد.حتی اساتید عکاسی نیز این روزها تمایلی به ساختن بن مایه های فکری عکاسان جوان ندارند در همین لحظه های زمانی است که اهمیت اساتیدی چون زنده یاد بهمن جلالی،دهقانپور و بسیاری دیگر رخ می نماید.استادانی که پس از خود عکاسان قابل توجهی را باقی گذاشتند که پیمان هوشمندزاده یکی از آن هاست.روشمندی آموزش این اساتید به شیوه ای بود که بن مایه فکری و ذهنی برای عکاسان و شاگردان با استعداد خود ایجاد کرده و به هیچ وجه قصد نداشتند که خود را در عکاسی بازتولید کنند.هوشمندزاده در چنین اتمسفر ذهنی پرورش یافت و در طول عکاسی خود بارها ثابت کرده است که عکاسی اجتماعی را می شود هر لحظه از زاویه جدیدی مورد بررسی قرار داد.

هوشمند زاده پس از نمایش چندین مجموعه که بیشتر وامدار عکاسی هنری یا آنچه این روزها با واژه هنر شناخته می شود و محک می خورد،بخشی از عکس های مستند خود راکه عکاسی از فضای حمام است به نمایش گذاشته.عکس هایی مستند که روایتی از اتفاقی رو به فراموش استو در برخورد آغازین چندان بر مخاطب خود تاثیر نمی گذارد و پنداری می آغازد مبنی بر تکرار،اما آثار هوشمندزاده در این نمایشگاه دارای چندین نکته حایز اهمیت در عکاسی مستند است.او در بخشی از آثارش معماری حمام ها را به نمایش گذاشته است اتفاقی که مخاطب همین حمام ها نیز شاید کمتر به آن توجه کرده اند.در بخشی دیگر روابط انسانی مورد توجه عکاس قرار می گیرد.این روابط از دیدن آشنایی در حمام تا شستشوی گروهی و مشت و مال دلاک ها را در بر می گیرد و در نهایت فضا های تنهایی نیز در این آثار رخ می نمایند.بدین ترتیب مجموعه ای از اتفاق و رفتارها در یک محدوه اجتماعی به نمایش گذاشته می شود.

جالب آن که در بخشی از آثار عکاس متناسب با اتفاق حضور خود را به شکل کامل از عکس حذف می کند و اجازه می دهد تا مخاطب به شکلی کاملا بی واسطه با فضا درگیر شود.توجه کنید به عکسی که گروهی را در حال حمام کردن نشان می دهد.که بی توجه به حضور عکاس مشغول کار خود هستند و مقایسه کنید با عکسی که از پشت پنجره ای ثبت شده و همان نمای حمام کردن تعدادی را در فضایی دیگر به نمایش می گذارد،رفتاری متفاوت در دو عکس که به هر حال یک اتفاق را به نمایش می گذارند.جایی که  عکاس سعی می کند علاوه بر ثبت لحظه تا حدی حضور خود را به عنوان خالق اثر به  مخاطب منتقل کند . در جایی دیگر شخصیت های درون عکس مستقیم به دوربین خیره شده اند وحضور عکاس به تمامی مشهود است.

شاید در بیان ،هوشمندزاده چندین زاویه دید و روش را برای ارتباط با سوژه انتخاب کرده باشد اما در هم تنیدگی هماهنگ این روش های متفاوت در کنار ارایه نا‌همگون عکس ها به لحاظ ابعاد باعث شده تا در نهایت یک هماهنگی چشم نواز پیش روی مخاطب قرار گیرد.این حضور پیدا و پنهان آن هم به شکلی که باعث گسستگی ذهنی مخاطب نشود یکی از نکات حایز اهمیت و قوت آثار مستند اجتماعی است.گاه در بعضی مجموعه ها عکاس با استفاده از تکنیک های مختلف عکاسی آنچنان حضور خود را به رخ مخاطب می کشد که اجازه برقراری ارتباط او با فضا را مختل کرده و ذهن مخاطب را آشفته می کند.آسیبی که هوشمندزاده در این مجموعه به خوبی از آن حذر کرده است.

پیمان هوشمندزاده

هر چند در عکس هایی اندک ما چهره ای از یک کودک را می بینیم اما در اغلب آثار شکل ارایه تصویر از بدن انسان آنها را پیر و فرتوت با سر های بدون مو و بدن های خالکوبی شده ،با عضله هایی شل و آویزان به تصویر کشیده.نشانی از اضمحلال فضا و انسان که به شکل جالب توجهی در هم تنیده شده اند.به تصویر کشیدن این بدن های فرتوت که شبیه کیسه هایی هستند از جنس پوست که با مشتی استخوان و چربی پرشده اند شاید در لایه نخست برای مخاطب قابل درک نباشد اما پس از چند لحظه تامل از میان عکس ها  بیرون می آیند و ذهن مخاطب را به چالش می کشند.روایت نابودی که از بدن ها شروع و در نهایت میان بخار و وهم فضای حمام ها بر جان دیوارها می نشیند.یکی از بارزترین عکس ها عکس پیرمردی است که از دوربین روی برگرداننده و نوری از بالا بدن او را مسیح وار روشن کرده است،بدنی فرتوت و بر هم ریخته،پوستی آویزان و شانه هایی آویزان، یا عکس دیگری که یک پیرمرد را در حال کشیدن سیگار نشان می دهد و در نهایت عکسی که از بالا گرفته شده و سر بدون موی شخصی را بزرگتر از اندام ناموزونش به رخ مخاطب می کشد.

 جالب آنکه این مجموعه در طی سال ها عکاسی شده و همچنان عکاسی آن ادامه دارد اما مخاطب به هیچ وجه احساس نمی کند که فضای هویتی حمام ها با یکیدگر تفاوت دارند با مجموعه عکس ها ناقص است. به نظر می رسد که همه این عکس ها در یک حمام گرفته شده در حالی که چنین نیست و این خود یکی دیگر از نکات جالب توجه این مجموعه است.از سویی دیگر هرچندعکاس می توانست با ارایه عکس ها به شکل سیاه و سفید و حذف رنگ روند اضمحلال را بیشتر به رخ مخاطب بکشد،اما پرهیز هوشمندانه صاحب اثر از چنین انتخابی و استفاده از رنگ که به دلیل فضای عکاسی بیشتر متمایل به غلبه زرد و بهره گیری از رنگ قرمز لنگ است - که خود یکی دیگر از خط های پیوندی مجموعه است – باعث به وجود آمدن فضایی تامل برانگیز شده است.رنگ ها مانند حجابی بر چهره تخریب گر زمان کشیده شده اند و روند نابودی را در لایه های زیرین خود پنهان کرده اند تا مخاطب در تعمق و استدلال آن را بازیابد.در کنار این اتفاق استفاده به اندازه از نور موجود در فضای حمام ها به این روند توانی مضاعف بخشیده است. مجموعه این عکس ها سمفونی از اضمحلال و نیستی را پیش روی مخاطب مترنم می کنند.

از سویی دیگر آثار هوشمند زاده را باید از دیدگاه مردم شناسانه مورد بررسی و تامل قرار داد.این مجموعه دریچه ای به بخشی از کنش روزمره زندگی یک جامعه است که این روزها در حال فراموشی است.کنشی که نه می شود به آن نام سنت داد و نه می شود آن را فرهنگ نامید. این دسته بندی ها نیاز به اظهار نظر صاحب نظران خود دارد.چرا که جدا سازی این واژه ها از یکدیگر بحثی پیچیده است که به تخصص خود نیاز دارد.اما در سطحی که ما تولید عکس مستند اجتماعی را منبع تغذیه ای قوم نگارانه در نظر بگیریم می شود این آثار را دارای اهمیت ویژه ای دانست.به هرحال در جامعه امروز به دلیل گسترش و پیشرفت روند استحمام در منازل دیگر کمتر کسی برای انجام این کار به حمام های عمومی مورد اشاره در عکس ها مراجعه می کند،چه بسیار حمام هایی که بنای آن ها پس از چندی متروکه بودن در تهران و شهر های بزرگ تغییر کاربری داده اند.روندی که در عکس ها روایت می شود شاید برای نسل ما نقبی به خاطره های دور باشد اما برای بسیاری از مخاطبان امروزی به هیچ وجه خاطره برانگیز نیست از این جهت در نظر آن ها تصاویر اشاره ای انتزاعی دارند به اتفاقی که این نسل آن را درک نکرده اما برای آیندگان دریچه هایی است به رفتارشناسی بخشی از روزمرگی انسان هایی که در دوره خود زیسته اند.حمام های عمومی در مفهوم عام حلقه اتصالی هستند در گذر زمان میان گذشته و حال که پیوست آن با دوره معاصر در حال از هم گسیختن است.

 

 

 

رضا جلالی پیمان هوشمندزاده
ارسال نظر

آخرین اخبار

پربیننده ترین