کد خبر: 28508 A

ایران آرت : به نام خدا وحید مظلومین هستم متولد ۱۳۴۱ نام پدر حبیب الله سال ۵۶ دیپلم گرفتم، یک شبِ سلطان سکه شدم و به اینجا رسیدم.‌

می‌گوید: برای خودم اسم و رسمی دارم کسی نیست که در صنف ما من را نشناسد. در تاریخ ۱۰ تیر ماه ۹۷ دستگیر شدم.

می پرسم اگر الان دوباره به بازار برگردی سرمایه ات را چه کار می‌کنی؟ 

می‌گوید اگه از من بپرسی که اگر دوباره شانس بازگشت به بازار داشته باشم که ندارم، دوباره همان کار را می‌کنم...

از او در مورد القابش می‌پرسم در مورد لقب سلطان و ملا می‌گوید: عاقل آن است که لقمه را به اندازه دهنش بردارد و یک شبِ نخواهد ره صد ساله رود، به آن فرد می‌گویند عاقل.‌

او که ماهی ۳۰ میلیارد درآمد داشته، می‌گوید کارم را دوست داشتم شغلم را دوست داشتم مخصوصا شغل سکه را.

مظلومین از پاسخ به سوال دائما طفره می‌رود تکیه کلامش "آهان" است و هر سوالی که می‌پرسم می‌گوید "چه سوال خوبی پرسیدی ... "، اما زمان پاسخ دادن که می‌شود به بیراهه می‌زند و حکایت تعریف می‌کند.

وقتی در مورد اعداد با من صحبت می‌کنید اعداد را دقیق بگویید من ریاضی خوبی دارم. این را می‌گوید که ثابت کند ضرب و تقسیم را خوب بلد است که انصافا هم اینطور بود.

وحید مظلومین

یک جا به او گفتم شاید تصور کردی من خبرنگار میزان اینجا آمده‌ام تا شما را گوشه رینگ بگذارم؟

برافروخته شد و گفت: شما نمی‌توانید من را گوشه رینگ بگذارید. اگر می‌توانی تلاش خود را بکن من وحید مظلومی هستم. اگر تونستی من رو گوشه رینگ بگذاری بگذار تمام تلاشت را بکن.‌

می‌گوید این روز‌ها تلویزیون زیاد تماشا می‌کند اخبار را خیلی دوست دارم و فیلم نمی‌بینم، اما نوبت به رسانه و صحبت از خبر می‌شود می‌گوید من اصلا رسانه‌ها را قبول ندارم.

درباره یکی از دستگیری هایش که در سال ۹۱ اتفاق افتاده اینگونه توضیح می‌دهد من در آن سال معتمد بانک مرکزی برای توزیع ارز بودم بازار نابسامان شد. یک روز آمدند من را بگیرند داخل مغازه نبودم به من زنگ زدند و اطلاع دادند که ماموران برای دستگیریت امده اند فرار کردم، اما لب مرز دستگیر شدم آن زمان اتهامم اخلال در نظام ارزی بود. منظورش را خوب متوجه شدم سخنگوی قوه قضائیه پیشتر درباره این دستگیری وحید مظلومین توضیحاتی ارائه کرده بود.

حجت‌الاسلام والمسلمین محسنی اژه‌ای، چهارم شهریور ماه همین امسال، در صد و سی و امین نشست خبری خود درباره وحید مظلومین گفت: مظلومین همان کسی است که در سال ۹۱ دستگیر شد و افساد فی الارض در کیفرخواست او عنوان شده بود؛ اما آن موقع بانک مرکزی و حراست بانک مرکزی اعلام کردند که کار‌های این فرد با نظر و هماهنگی آن‌ها بوده است؛ لذا دادگاه حکمی برای این فرد صادر نکرد.

در یک جای صحبت‌های مظلومین وقتی که در مورد نقش تعیین کننده خود در بازار صحبت می‌کرد گفت: زمانی که من توی بازار بودم سکه می‌خواست ۵ هزار تومان نوسان بزند اصلا به این سادگی نبود. 

پرسیدم چرا؟ شما نمی‌گذاشتید؟ سریع صحبت هایش را جمع کرد و گفت: نه اینکه من نمی‌گذاشتم بازار، عرضه و تقاضا و تقابل خودش را داشت.

به خاله و شریکش اقدس مهرافزا و حساب‌هایی که مظلومین با آن‌ها کار می‌کرده می‌رسیم خودش بیشتر مایل است درمورد خانم مهرافزا صحبت کند. در مورد حساب هفتصد میلیارد تومانی خاله هفتاد ساله اش می‌پرسم؛ 

با تعجب می گوید مگر هفتصد میلیارد حجم پول بالایی است؟ می‌گویم: نیست؟ می گوید: به هیچ عنوان نیست. هفتصد میلیارد تومن پولی نیست. شما بزرگش می‎‌کنید..

می‌گوید "من خاله ام را صرفا به یکی از دوستانم به اسم اقای قاسمی معرفی کردم او دنبال شخصی معتمد بود و من هم خاله‌ام را، به آقای قاسمی یا همان محمد سالم که مشکلی در حسابش بوجود آمده بود معرفی کردم.

" مظلومین این جا هم سعی در فرار از پاسخگویی داشت که البته مصاحبه ما با محمد سالم همه چیز را هویدا کرد.

محمد سالم از وحید مظلومین به عنوان یکی از بهترین مشتریانش یاد می‌کند و گاهی هزار تا سه هزار عدد سکه از او در هفته خریداری می‌کرده است.

در مصاحبه‌ای که با محمد سالم همکار و شریک وحید مظلومین داشتیم در بخشی از صحبت هایش می‌گوید: اواسط سال ۹۵ و در سال ۹۶، که سکه را به صورت نقدی در بازار خریداری و کاغذی آن را در بازار آتی فروخته می‌شد و سود زیادی به همراه داشت، خرید و فروش سکه در مغازه به طور میانگین به روزی ۲۵۰۰ مورد سکه رسید.

به گفته خودش از ترس اینکه حسابهایش بلوکه شود، با حساب خودش کار نمی‌کند و تصمیم می‌گیرد با وحید مظلومین در این زمینه مشورت کند و او به محمد سالم پیشنهاد می‌دهد که با کارت اقدس مهرافزا که نامش نیز در میان اخلالگران ارزی بار‌ها در جلسات دادگاه وحید مظلومین به میان آمد، به فعالیت اقتصادی ادامه دهد و سود آن را در آخر سال به حساب این فرد واریز کند.

وحید مظلومین

بعد از اینکه صحبت هایم با وحید مظلومین درباره اقدس مهر افزا تمام شد، مظلومین گفت: دیگر خسته ام و تمایلی به ادامه مصاحبه ندارم. 

من هم اذیتش نکردم و از او برای وقتی که گذاشته بود تشکر کردم از مامور مراقب خواست برایش پاکت سیگارش را بیاورد وقتی که اورد به من هم تعارف کرد و گفت: این گران‌ترین سیگار ایران است اگر میکشی بفرما. 

پرسیدم چطور اینقدر راحت سیگار به دستت رسیده؟ گفت: "یک روز مامور زندان اومد پیشم گفت: سیگار میکشی؟ گفتم آره من سیگاریم، گفت: از امروز میتونی راحت سیگار بکشی، از اونجا فهمیدم حکمم قطعی شده ".

وقتی که از اوین بیرون آمدم هوا تاریک شده بود تا زمانی که به منزل برسم این نکته در سرم می چرخید چطور یک فرد می‌تواند نبض بازار یک کالای پرتقاضا را اینگونه در دست بگیرد که بازار باید حتی برای نوسان پنج هزار تومانی هم منتظر دستور از او باشد. 

 

 

وحید مظلومین سلطان سکه اقدس مهرافزا محمد سالم
نظرات خوانندگان
  • تهمینه
    پاسخ

    خدا بیامرزدش. چرا آدما به آخر عاقبت کارهاشون فکر نمی کنن

  • استاد
    پاسخ

    می شناختمش. آدم خوبی بود اما این جور کارها عاقبتش همینه

  • مهدوی
    پاسخ

    چرا بابک زنجانی رو نکشتن این یکی رو فرتی کشیدن بالا؟

  • من
    پاسخ

    من هم بودم از دستم برمی اومد این کار رو می کردم شوخی که نیست ماهی 30 میلیارد درآمد داشته یعنی میشه شاهانه زندگی کرد

  • عزیز
    پاسخ

    باید با مفسدین همین کار رو کرد. سکه بازی کردند ما را به خاک سیاه نشوندن. سفره مان خالی بود خالی تر شد

  • عبدالله
    پاسخ

    واقعا ما مردم بدبخت چه گناهی کردیم یه عده تاجر نشستن خون ما را می مکن سکه پنج تومن دلار 20 تومن بی مروت نمی بینی مردم ندارن بخورن؟

  • بهروز وثوقی
    پاسخ

    اگر قرار بود با این اعدام ها چیزی درست بشه الان توی ایران باید ریشه مواد مخدر خشک می شد باید علت یابی کرد که چه جوری یه آدم میشه سلطان سکه. علت ها را حذف کرد نه آدم اا رو

    • شهناز تهرانی

      بهروز جان شما تیارت در نیار دیگه کیه که علت ها رو نداند. علت ها سرجاش. چرا یه مظلومین نامی باید بد مردم را بخواد و به گرونی ها دامن بزند. مطلب عزیز و کامنت بعدی ش را بخون. واقعا مردم بدبخت شدند. ندارن بخورن. بعد اینا با کاغذبازی و تلگرام بازی نرخ دلار و سکه رذ بردن تو ابرا

ارسال نظر

آخرین اخبار

پربیننده ترین